Friday, November 20, 2009

یکشنبه 17 آبان 1388


بایوت



جی بوی

کنار اندرو که بودم زمان برایم معنا پیدا نمیکرد یک هفته

فرصت استراحت من تمام شده بود و فردا اولین روز کاری

من در شرکت پدرم بود اندرو تقریبا تمام جاهای دیدنی

لندن را به من نشان داد و هیچ لذتی شیرین تر از این

نیست که کنار او باشی و او از شهرش برای تو بگوید

شب هنگامی که میخواست برود به او گفتم من فردا

اولین روز کارم است و ممکنه تورا کمتر ببینم خنده ی

شیرینی کرد و گفت زیاد امیدوار نباش تا امدم منظورش

را بپرسم رفته بود و فقط شنیدم که گفت به امید دیدار


معصومیت


گمشده آدما تو این دنیای بزرگ چیه ؟

اصلا چیزی بوده که گمشده باشه که بخوایم پیداش کنیم؟

یا چیزی هست که باید باشه ؟ یعنی بهش نیاز داریم.

اون چیه ؟

چیه که تو وجود انسان باعث لذت میشه ؟ اصلا لذت چیه؟

کی تجربه ای داشته که توش لذت کامل باشه ؟

اگه قرار باشه ما قاضی باشیم . چه انسانی رو با چه خصوصیاتی رو میذاریم گوشه دیوار

و بهش میگیم به به !

همراه

رفیقان یک به یک رفتند
مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند
گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی
که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی
پل پرواز من بودند

یادداشت های روزانه ی یک دزد

غول‌ها همیشه از تاریکی بیرون می‌آیند. امشب می‌خواست گم شود توی شهر. انداخته بود آمده بود جنوب‌شهر، ساعت از نیمه گذشته بود، و ماشین‌اش را پارک کرده بود و به خودش گفت این خیابان را می‌روم پایین و می‌پیچم توی کوچه‌ی آخر. پیچید توی کوچه‌ی آخر. صدای پاهای‌اش را می‌شنید. شنیده بود که مردهای این محله، و البته کلن مردهای جنوب‌شهر، آن دسته از مردهایی که کار و بار اداری و رسمی ندارند، یا که چندان پای‌بندِ زندگیِ زناشویی نیستند، شب‌ها تا نزدیک به سپیده‌دم بیدارند، بیدارند اما خوابیده


صفحات خالی

و آن روز قلم در دستان او لغزید

و تو آفریده شدی بر کوزهء روزگار

دخترک اثیری ایران باستان

با دو چشمت، دو گنجینهء مهر

و با لبها

با ترکیب بندی صورت

صورتک اسیر در قالب تاریخ

و پیکرهء تاریخی تو

آن مرد آهنین

قهرمان

نماد

تاریخ

و گیسوانت

گیسوانت که در باد نمی رقصیدند

گیسوانت که بر پهنای پشتت ساکن بودند ...

شنبه 16 آبان 1388


ماهی و حوضش

چرا دوست داری همان بلایی که به سر خودت آمد سر من هم بیاید؟

چرا تو می خواهی همان رنجی که کشیدی را من هم بکشم؟

چرا لازم می دانی همان قدر که خودت اذیت شدی، من هم اذیت شوم؟

چرا؟

معصومیت

یادش بخیر . بچگی هارو میگم . چه روزای خوبی بود . یاد دوران دبستان ...

مداد مشکی و مداد قرمز . حتی یادمه مداد آبی هم داشتیم . یاد هم کلاسیا و تیم

فوتبال بخیر . همیشه بدترین روز سال تحصیلی ۱۴ فروردین بود . زمستونا چقد حال میداد

مشق نوشتن. اون موقع هم برقا زیاد میرفت . چه صفایی داشت با داداش وخواهر بچگی هامون.

یاد عکس بازی بخیر با دمپایی. یاد اون پیرن پرسپلیسی که هیچ وقت از تنم در نمیومد بخیر.

خانقاه

تکرارِ هماهنگِ اسمِ اعظمِ سگ…تقدیم به کاوه عزیز-یا-برخورد “من” با “من” ،با فاصله از “من”.توضیح اول اینکه این متن بدون ویرایش هست دوستان عزیزم و ببخشید دیگه که من همچنان احمقانه کارهای احمقانه ام رو به خورد شما بزرگواران می دم و توضیح دوم اینکه خودم هم نخوندمش و دلم می خواد که خودم هم براش کامنت بذارم و توضیح سوم اینکه رابطه “من” با “من” عاشقانه است و در واژگانی که بین ما رد و بدل می شود رابطه ای مبتنی بر خلاقیت ایجاد می شود.

مرز تازه

برای کسانی که به جرم آفرینش در بندند و در انتظار ...

آه، ای خاک مقدس غم بار من
چه تاریک و سردی
آن هنگام که فرزندانت را
به جرم عشق بر چوبه ی دار می کشند


آن هنگام که کبوتران در خون غلتیده ات هم
سرود آزادی سر داده اند


آه ، ای ایران من، چه سرد و خاموش می بینمت
آن زمان که پسرانت بر چوبه ی قصاوت
رقص شوم مرگ آغاز می کنند


Monday, November 16, 2009

جمعه 15 آبان 1388


آبی آسمانی

آسوده نخوابید که علم قاضی هم کفایت می کند

اینترنت با تقریب بسیار خوبی قطع است. پروتکل هایی مانند و مسنجر و وی پی ان همچنان بسته مانده اند. برنامه های عبور از سد سانسور هم کار نمی کنند. با گوگل ریدر مشغول خواندن وبسایت بالاترین می شوم که ناگهان به مطلبی بر می خورم. خبر بی نهایت شوکه کننده است: صدور حکم اعدام برای سه نوجوان همجنس گرا. هنوز خاطره ی اعدام آن دو کودک در مشهد از خاطرها محو نشده. هنوز ماجرای مکوان مولودزاده را که به جرم انجام عمل لواط در 13 سالگی بر خلاف حتی همین قوانین قرون وسطایی اعدام شد به خاطر دارم.
امروز، سه نوجوان در انتظارند. منتظرند که روزی در یک سحرگاه سرد پاییزی یا زمستانی در ِسلول گشوده شود و مردی با هیبتی رعب انگیز به آن ها بگوید که زمانشان فرا رسیده. وقت آن رسیده که با پای خویش قدم به قتلگاه بگذارند.
منتظرند که طناب دار بر گردنشان بیفتد و زیر پایشان خالی شود و بعد از لحظاتی بدنشان در بالای چوبه ی دار از جنبش بیفتد تا به جمع شاید صدها قربانی ای بپیوندند که از ابتدای این کابوس شوم 30 ساله جان خود را بر سر آن چه گریزی از آن نداشتند از دست دادند.

می گفتند درست است که برای همجنسگرایان مجازات اعدام وجود دارد ولی شرط آن وجود 4 شاهد عادل است و کیست که نداند احتمال این که 4 نفر همزمان شاهد عملی باشند که ذاتا در خلوت انجام می شود تا چه اندازه اندک است، تا جایی که عملا غیرممکن می نماید. پس خفه خون بگیرید و این قدر عز و جز نکنید و ننه من غریبم در نیاورید. برای گرفتن حقوقتان بروید آخر صف بایستید تازه اگر بشود حقی هم برایتان متصور شد.

همجنس گرایان اعدام می شوند و هیچ نیاز به شاهد عادلی هم نیست چنان که در پرونده ی مکوان نبود و در پرونده ی این سه کودک تازه به بلوغ رسیده هم نبوده است. حتی هیچ احتیاجی به مدرک و ادله هم نمی باشد و حالا دیگر علم قاضی کاملا کفایت می کند. چه باک که این علم از اعترافات متهم در زیر شکنجه ی اداره ی اطلاعات یا آگاهی در پی شکایتی واهی حاصل شده باشد یا حتی مثل پرونده ی این دو پسر (مهدی.پ و محسن.ق) با وجود انکار متهم و نبود هیچ شاهدی بر انجام عمل.

اعدام کودکان به اندازه ی کافی فاجعه انگیز است چه برسد به آن که اساسا جرمی هم مرتکب نشده باشند و تنها گناهشان رفتار بر اساس طبیعتی باشد که از آن ناگزیرند. نباید اجازه داد که خبر صدور این احکام لابلای اخبار مربوط به قیام سبز مردم ایران گم شود. گر چه که رژیم در این میدان جنایت های بی شمار و هراس انگیزی مرتکب شده است ولی در یک جبهه و میدان دیگر هم مشغول جنایت و آدمکشی است و آن هم اعدام کودکان است. 130 کودک در انتظارند تا طناب دار را بر گردن خود ببینند. فرصت هیاهوی وقایع اخیر بهترین زمان برای رژیم است که با برانگیختن حداقل توجه و اعتراض فرزندان وطن را به مسلخ ببرد. نباید گذاشت که رژیم به هدف خود دست یابد. باید در فرصت راهپیمایی هایی مانند 16 آذر که در پیش است بخشی از شعارها و خواسته ها را هم متوجه جنایات حکومت در این زمینه کرده و نگاه ها را به این سو نیز معطوف کنیم.

در پایان خطاب به خودم و دوستان همجنس گرا می گویم: از امشب دیگر آسوده نخوابید که علم قاضی هم کفایت می کند. اگر تا به حال با خیال این که برای اثبات عمل همجنس گرایانه نیاز به 4 شاهد عادل یا اقرار صریح متهم در دادگاه است خودمان را از حکم اعدام دور می دیدیم، حالا دیگر نمی توانیم همین طور بی تفاوت نشسته و خطر را بسیار دور از خود تصور کنیم. باید برخاست و کاری کرد و الا منتظر نشست که روزی در ِخانه را بزنند و کت بسته به دست جلاد بسپارند. اگر به خاطر خدا (در صورتی که به وجودش اعتقاد دارید) یا نجات انسانی بی گناه از مرگ اعتراض نمی کنید، به خاطر خودتان این کار را بکنید، به خاطر زنده ماندن.


ایران

My Pictures

اینجا سرزمین آفرینش

پيش از شما / به سان شما / بی‌شمارها / با تار عنكبوت / نوشتند روی باد / كين دولت خجسته‌ی جاويد زنده باد - استاد شفيعی كدكنی

تو را از رفتن هیچ گریزی نیست ٬ همچون نیاکان بی شرمت .

قسم به رنگ سبز فریاد ما ٬ روزی خواهی رفت

قسم به سپیدی آسمان شهر روزی خواهی رفت .

و قسم به رنگ سرخ خون جوانان ٬ ظلم پایدار نخواهد ماند .

شیون زنان بی پناه اما شجاع ٬ بانگ تکبیر جمهور مردم ٬ شعله ی آتش و گریه های بی امان ما از حجم آلوده ی هوایی که تو ساخته ای . همه و همه سوگند می خورند که تو روزی خواهی رفت .

و ما آن روز را انتظار می کشیم ٬ ما آن روز را نقاشی می کنیم ٬ آن روز را متولد خواهیم ساخت

بایوت

صبح جمعه ی من

صبح ماشین رو ورداشتم و از خونه زدم بیرون . داشتم زیر لب ترانه ای رو که پخش می شد رو زمزمه میکردم . یار دبستانی من / با من و همراه منی / چوب الف بر سر ما ........

عاشق این ترانه یا به قولی سرود هستم . محاله سوار ماشین بشم و این آهنگ رو ۷-۸ بار گوش نکنم !

همین طور که داشتم می رفتم یهو یه فکری به ذهنم رسید . ماشینو یه گوشه پار کردم و پیاده به راه افتادم .

رفتم و رفتم و رفتم تا اینکه خودم رو جلوی کودکستان زمان بچگیم یافتم . اما کودکستان دوران بچگی من و دوستام رو خراب کرده بودن و جاش یه ساختمان دیگه ساخته بودن ! الان دیگه کودکستان نبود هنرستان بود . یاد گریه های هفته های اول رفتن به کودکستان افتادم . یاد اون روزهایی که همه ی کادر کودکستان به همراه مامانم بسیج میشدن تا شاید منو آروم کنند و متقاعدم کنند که برم سر کلاس . تا اینکه من راضی میشدم برم سر کلاس به شرطی که مامانم هم باهام بیاد بشینه تو کلاس ! خلاصه سرتون رو درد نمی آرم مامانم هم باهام می اومد مشست سر کلاس و تا من مشغول بازی با بچه ها میشدم یواشکی در می رفت . اولین کتک رو کودکستان خوردم . از دست مربی مون . آخه یه شورش بزرگ رو توی کودکستان رهبری کرده بودم . . اون روز موقع زنگ تفریح بچه های کلاسمون رو جمع کردم و بهشون گفتم هرچی صندلی توی کلاس هستش رو گوشه کلاس روی هم بچینین . بعد به فرمان من همتون به کلاس بغلی حمله کنید . صندلی ها رو روی هم گوشه کلاس تلنبار کردیم و داشتیم آماده حمله به بچه های کلاس بغلی می شدیم که نقشه لو رفت و من که رهبر شورش بودم و همه بچه ها رو مربی مون تنبیه کرد . ادامه ...

سایه تاریکی

من معتادم

چیزم دهن هرکی میگه این شعر نیست

.

(برا اونی که هی تو خیابونا میبینمش )


ماهی و حوضش

چند ماهی است که از زور شکم با من رفاقتی به هم زده اند؛ رفاقت های موقتی. و مثل هر گربه ی دیگری زیبایند و خنگ.


نوشته گاه یک همجنسگرا


جدول پارافیلیا (انحراف جنسی)

اختلال

تعریف

ملاحظات عمومی

درمان

عورت‌نمائی
(exhibitionism)

نشان دادن آلت تناسلی برابر عموم، در زنان نادر است.

افراد می‌خواهند که به جنس مؤنث شوک وارد کنند، واکنش‌ او تصدیقی برای سالم بودن آلت تناسلی به بیمار است.

روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری. زنان باید سعی کنند که به مرد عورت‌نما توجهی نکنند، چرا که او خطرناک نیست، اگرچه نفرت‌انگیز است، یا به پلیس خبر دهند.

یادگارخواهی
(fetishism)

انگیختگی جنسی با اجسام بی‌جان (مثلاً کفش، مو، لباس)

تقریباً همیشه در مردان دیده می‌شود، اغلب به دنبال آن احساس گناه اتفاق می‌افتد.

روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری، غرقه‌سازی تجسمی (یعنی بیمار با یادگار، آن‌قدر خودارضائی می‌کند که اثر انگیختگی را از دست بدهد (اشباع‌سازی خودارضائی).

مالش
(frotteurism)

مالیدن آلت تناسلی به جنس مؤنث برای ایجاد انگیختگی و ارگاسم

در مکان‌های شلوغ اتفاق می‌افتد، مثلاً مترو، معمولاً مردان منفعل و فاقد اعتمادبه‌نفس آن را انجام می‌دهند.

روان‌درمانی، بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری، گروه‌درمانی، داروهای ضدآندروژن.

بچه‌بازی
(castration anxiety)

فعالیت جنسی با کودکان کم‌تر از سیزده سال، شایع‌ترین پارافیلیا است.

%۹۵ هتروسکسوال، ۵% هموسکسوال، خطر تکرار رفتار زیاد است. بیمار از برقراری روابط جنسی با بزرگسالان می‌ترسد، اعتمادبه‌نفس پائین است. ۱۰ تا ۲۰% کودکان تا سن ۱۸ سالگی، مورد تعرض قرار می‌گیرند.

قرار دادن بیمار در واحد درمانی، گروه‌درمانی، روان‌درمانی، بینش‌مدار، داروهای ضدآندروژن برای کاهش میل جنسی.

آزارخواهی (مازوخیسم) جنسی
(pedophilia)

لذت جنسی، با سوءرفتار جنسی یا روانی قرار گرفتن، یا تحقیر شدن (آزادخواهی اخلاقی ـ sexual masochism) حاصل می‌شود.

دفاع در مقابل احساس گناه مربوط به ارتباط جنسی، مجازات و تنبیه را به خود برمی‌گرداند.

روان‌درمانی بینش‌مدار، گروه‌درمانی.

آزارگری(سادیسم) جنسی
(transvestic
fetishism)

برانگیختگی جنسی در اثر رنج دادن روانی یا جسمی شخص دیگر ایجاد می‌شود.

اغلب در مردان دیده می‌شود. از نام مارکی دوساد گرفته شده. در بعضی موارد منجر به تجاوز جنسی می‌گردد.

روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری.

یادگارخواهی همراه میدان‌پوشی
(voyeurism)

میدان‌پوشی

اغلب برای انگیختگی دگرجنس‌خواه استفاده می‌شود.
مبدل‌پوشی مرد به زن شایع‌تر است.
نباید با ترانس‌سکسوالیسم که فرد خواهان تعلق به جنس مخالف است، اشتباه شود.

روان‌درمانی بینش‌مدار.

چشم‌چرانی
(excretory paraphilias)

برانگیختگی جنسی با نگاه کردن به اعمال جنسی (مقاربت یا شخص برهنه) حاصل می‌شود. ممکن است در زنان هم اتفاق بیفتد، ولی در مردان شایع‌تر است. نوع دیگر آن گوش دادن به مکالمات اروتیک است (مثل ارتباط جنسی تلفنی)

معمولاً در مدت عمل چشم‌چرانی، خودارضائی اتفاق می‌افتد. معمولاً به‌دلیل ولگردی یا چشم‌چرانی دستگیر می‌شوند.

روان‌درمانی بینش‌مدار، شرطی‌سازی انزجاری.

پارافیلیاهای دفعی
(coprophilia)

مدفوع کردن (کوپروفیلیا ـ urophilia) یا ادرار کردن (اوروفیلیا ـ zoophilia) روی شریک جنسی یا برعکس

تثبیت در مرحله مقعدی رشد، Klismaphilia (تنقیه)

روان‌درمانی بینش‌مدار.

حیوان‌خواهی

منبع : پایگاه اصلاع رسانی پزشکی شفا

ارتباط جنسی با حیوانات

در مناطق روستائی شایع‌تر است، ممکن است فرصت‌طلبانه باشد.


.

دوستانی دیگر ....

يكي مي آيد،‌يكي مي رود

يكي از سياهي مي نويسد يكي از سفيدي،‌يكي از غم و ديگري از عشق .

سيناها مي روند و سكوت اختيار مي كنند و دوستاني ديگر آغاز مي كنند دوستاني كه اميدوارم هيچگاه سينا را الگوي خود قرار ندهند.

آري مدتهاست كه رفت و آمدنهاي وبلاگي در جامعه مجازي همجنسگرايان به امري عادي تبديل شده است،‌ و حال در اين جامعه كوچك دو دوست عزيز پا به ميدان نهاده اند ،‌ آرش عزيز كه گويا به دنبال سهم خود از عشق و زندگي مي گردد و ميلاد عزيز نيز كه در حال تجربه كردن سالهاي خاكستري عمرش مي باشد ،‌سالهايي كه اميدوارم هر چه زودتر سفيد شوند ، سفيد سفيد.

آرش و ميلاد عزيز از شروعتان بسيار خوشحال شدم ، آغازي كه اميدوارم هيچگاه پايان نداشته باشد.

یادداشت های روزانه یک دزد

سراسر شاهد همه چیز بودم


Sunday, November 15, 2009

پنجشنبه 14 آبان 1388


پسر: سیزده آبان و حاشیه متاثرکننده ی بعضی برخوردها

لینک به منبع

بکارگیری برخی شعارهای تند ،توسط عده ای از راهپیمایان و اقدامات ناپسند گروههای لباس شخصی و تکرار برخورد های خشن ، به راهپیمایی روز استکبار چهره ای جدید داد

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت از نخستین ساعات صبح امروز مردم وظیفه شناس کشورمان در گروههای مختلف سنی و اجتماعی با حضور در خیابانهای شهرهای مختلف ، حضوری متفاوت را در روز مبارزه با استکبار جهانی تجربه کردند و البته این راهپیمایی عظیم و بی سابقه بدلیل برخی تدابیر اشتباه و برخوردهای ناصواب بخصوص از سوی تعدادی از افراد در برخی نقاط به خشونت گرایید و منجر به خسارت به اموال عمومی نیز شد

به گزارش اختصاصی خبرنگار عبرت با اعلام مسیر میدان هفت تیر به سمت لانه جاسوسی از سوی گروههای نزدیک به جریان اصلاحات موسوم به سبزها ، جمعیتی کثیر از حامیان این گرایش به سمت میدان 7 تیر حرکت کرده و در مسیر پیاده روهای خیابان کریم خان زند با سکوت به سوی میدان ولی عصر به تردد پرداختند

همزمان نیز واحدهای مختلف پلیس ضد شورش و بعضی نهادهای نظامی و شبه نظامی نیز بصورت گسترده و بی سابقه با ابزار و ادوات خاص در مسیر مذکور استقرار یافته و بدنبال شعارهای تند غیر مرتبط با 13 آبان توسط دسته هایی از راهپیمایان بین آنها و پلیس در گیریهایی رخ داد و البته لباس شخصی ها نیز در روز روشن با زنجیر و چوب و بعضا لوازمی غیر متعارف به برخورد با راهپیمایان سبز پرداختند که در بعضی موارد نیز به شدت عمل منتهی و موجب زخمی و آسیب دیدن مردم و درگیری متقابل بین آنها شد

تصویر اختصاصی عبرت

خبرنگار عبرت حاضر در محل گزارش کرد:

تعداد ی از راهپیمایان با نمادهای سبز در مسیر خیابان میرزای شیرازی با مسدود کردن مسیر خیابان با سطل های زباله در حال سوختن به سنگ پرانی به سوی نیروهای لباس شخصی پرداخته و همزمان نیز با پلیس درگیر شدند که این برخوردها در موزات خیابانهای مجاور به زد و خورد و تعقیب وگریز انجامید

بر اساس این گزارش راهپیمایان که از سوی میدان هفت تیر بصورت پیاده و در مسیر پیاده روهای مجاور به سمت میدان ولی عصر در تردد بودند در برخی موارد با پلیس و نیروهای دیگر مستقر در گیر شدند که پس از دقایقی این برخوردها به استفاده از گاز اشک آور در محدوده کریم خان و بعد از پل انجامید ، بگونه ای که بیشتر عابرین و حاضرین بعلت مسائل ناشی از استشمام گاز با مشکل روبرو می شدند

در عین حال مقارن ساعت 13 صدای چند مورد تیراندازی نیز از سمت میدان ولی عصر بگوش رسید و متعاقب آن بخشی از جمعیت حاضر به سمت فرعی ها و خیایانها های مجاور کریم خان زند حرکت کرد و درگیری های پراکنده در کوچه ها شدت گرفت که بعضا باعث شکسته شدن خودروهای مردم پارک شده در خیابان بود

خبرنگار عبرت با ارسال عکسی نوشت : علیرغم تذکرات مکررا مسئولان در زمینه برخورد و شیوه های استفاده از باتوم ، در چندین مورد نظامیان مستقیما سر فرد را با باتوم مورد اصابت قرار داده و موجب آسیب های جدی به معترضین می شدند و در یکی از موارد در پارکی در کریم خان یک درجه دار ضمن درگیری با باتوم ضربه شدیدی را به سر یک جوان وارد کرد که منتهی به خونریزی شدید وی گردید و بلافاصله درمان وی توسط اورژانس در محل صورت گرفت ،لازم بذکر است که از برخی از اینگونه رفتارهای نادرست و خشن توسط حاضرین تصویر برداری شده و از شبکه های خارجی به نمایش در آمد

این در حالیست که پیش از این یکی از بازپرسان دادسرای تهران خطاب به آیت الله لاریجانی از وی خواسته بود تا ترتیبی اتخاذ گردد تا در هنگام مقابله پلیس با افراد خاطی و در جریان تظاهرات به هیچ عنوان ماموران با باتوم به سر افراد ضربه وارد نکنند تا منتهی به مرگ و وقوع جنایت شود

عبرت با این زمینه که مقاما ت کشور و همچنین رهبری معظم انقلاب و رئیس دستگاه قضایی اقراد را از اقدامات خود سرانه نهی کرده اند از دادستات عمومی و انقلاب تهران می پرسد :

ماموری که در تصویر مشاهده می شود و اقدام او در وارد کردن ضربه با باتوم به سر زنی بی دفاع بارها از رسانه های بیگانه باز پخش گردید ،حتی با این قید که زن مجرم و گناهکار بوده و تخلفش روشن و کاملا مشهود باشد بر چه اساسی صورت گرفته و کدام انسان با وجدانی می توانسته مجوز چنین عمل وحشیانه و بدور از تعلیمات اسلامی را تایید کند این تصویر را منشتر ساخته تا حکایت کهریزک نشود و مسئولان قضایی و متدین و منصف این فرد را شناسایی و عمل او را که قطعا غیر انسانی و نادرست تلقی می گردد دنبال و مجازاتش را در دستور کار قرار دهند ، چرا که چنین رفتارهایی را هیچ مسلمانی تایید نمی کند

در عن حال خبرنگار عبرت گزارش کرد که در مسیر خیابانهای تخت طاووس ،حالد اسلامبولی و ولی عصر نیز حضورنیروهای پلیس و بیسج با لباسهای خاص کاملا برجسته و مشهود بود و تلفن های موبایل از پیش از ظهر در کلیه مناطق نزدیک به این رخدادها قطع گردید و امکان تماس نبود

در برخی مقاطع مردم حاضر به اقدامات خوبی که از سوی ناجا می شد واکنش نشان داده و شعار می دادند «نیروی انتظامی تشکر، تشکر» که نیروهای انتظامی به هدایت و راهنمایی مسیر به جمعیت ها می کرد و از سوی دیگر پس از پرتاب گاز اشک آور در میدان 7تیر، مطهری، تقاطع ولی عصر فاطمی و تقاطع ولی عصر مطهری شعارهای اعتراضی علیه نیروی انتظامی سر داده می شد.

ساعت 12 ظهر تعدادی از سطل های زباله در خیابان ولی عصر میان تقاطع فاطمی و مطهری توسط برخی تظاهر کنندگان به آتش کشیده شد.

از سوی دیگر از حدود ساعت 9 صبح دیروز خیابان های منتهی به لانه جاسوسی امریکا شاهد حضور اقشار مختلف مردم بود ومراسم 13 آبان را متفاوت از سالهای قبل کرده بود. اگر تا سالهای قبل مراسم 13 ابان بیشتر مختص دانش اموزان و دانشجویان بود و به صورت محدود در خیابان های منتهی به سفارتخانه برگزار می شد اما امسال هر عابری می توانست انبوه جمعیت در هر سنی را در میان راهپیمایان این مراسم ببیند.پرچم های سه رنگ مشهود ترین نشانه ای بود که در مراسم در دستان بسیاری از حاضران به چشم می خورد.در میانه مراسم مجری برنامه اعلام کرد که جمعی از نمایندگان مجلس به دلیل اهمیت مراسم جلسه علنی مجلس را ترک کرده اند و به جمع ما می پیوندد .

دقایقی بعد از اغاز سخنرانی حداد عادل تعدادی از نمایند گان کم کم به میان جمعیت می ایند.بروجردی ،آلیا،میر تاج الدینی ،کوچک زاده، رسایی ، رهبر ،قاضی زاده از جمله نمایند گانی هستند که در میان مردمم دیده شدند

محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، از حمله نیروهای انتظامی و حکومتی و شلیک مستقیم گلوله گاز اشک‌آور به پدرش در راهپیمایی ۱۳ آبان خبر داد و مسئولیت هرگونه اتفاق برای این نامزد معترض انتخابات را به عهده مسوولان دانست.

از سوی دیگر، اخباری مبنی بر حضور مهدی کروبی در میدان هفت تیر منتشر شده، اما گویا از حركت وی به سمت لانه جاسوسی جلوگیری شده است. همچنین برخی منابع خبری اصلاح‌طلب از حضور معترضان در خیابان كارگر و حوالی میدان انقلاب خبر داده و نوشته‌اند: «گروه‌هایی از دانشجویان معترض نیز از دانشگاه‌های تهران و شریف به سوی سفارت سابق آمریكا حركت كردند، اما نیروهای انتظامی مانع حركت آنها شدند.»

تصاویر اختصاصی عبرت

محمد تقی کروبی گفت: «آقای کروبی مطابق با وعده‌ای که به مردم داده بود، در راهپیمایی روز ۱۳ آبان حضور یافت و به سمت میدان هفت تیر حرکت کرد، اما متاسفانه نیروی انتظامی و بخش‌هایی از نیروهایی که در آنجا حضور داشتند مانع رفتن وی به میدان هفت تیر شدند و درگیری‌هایی نیز صورت گرفت.»

محمد تقی کروبی اظهار داشت: در نتیجه هجوم نیروها دو محافظ آقای کروبی و شماری از مردم نیز زخمی شده‌اند.

فرزند مهدی کروبی همچنین گفت که نیروی انتظامی به صورت مستقیم به سوی کروبی و اطرافیان وی گلوله گاز اشک‌آور شلیک کرده است که یکی از محافظان وی بر اثر اصابت گلوله گاز اشک‌آور زخمی شده و به بیمارستان منتقل شد.
وی مدعی شد به کروبی اطلاع داده بودند ممکن است در روز ۱۳ آبان علیه وی «عملیات انتحاری» صورت بگیرد و از او خواسته شده بود در راهپیمایی شرکت نکند.به گفته فرزند مهدی کروبی، وی بر اثر تماس با گاز اشک‌آور مهدی کروبی «تاحدودی» دچار ناراحتی پوستی شد.

مهدی کروبی به تازگی نیز در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران مورد حمله حامیان دولت قرار گرفت و مهاجمان عمامه او را بر زمین انداختند.


در همین حال خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) این‌گونه گزارش کرد:
«تعداد زيادي از گروه‌هاي خودجوش مردمي، دانشجويان و دانش‌آموزان مناطق مختلف تهران از خيابان مفتح وارد ميدان هفت تير شده و شعارهايي در حمايت از انقلاب و ولايت فقيه سر دادند… اين در حالي است که درگيري هایی در ابتداي خيابان قائم مقام و خيابان استاد نجات اللهي ادامه دارد و اکثر اين افراد در حال حرکت به سمت خيابان ولي عصر(عج)هستند… اغتشاشگران که نشان های سبز به همراه دارند خبرگزاري جمهوري اسلامي را با سازمان صدا و سيما اشتباه گرفته و شعار مي دهند: "ننگ ما، صداوسيماي ما" و "دروغگو، دروغگو».
اين جمع همچنين سطل هاي زباله اطراف اين محل را به آتش کشيدند. دختران و پسرهاي شرکت کننده در اين تجمع با حرکات موزون به طرح شعارهايي عليه روسيه پرداختند. «مرگ بر ديکتاتور» و «ياحسين مير حسين» از ديگر شعارهاي اغتشاشگران بود.
در حوالی مناطق مرتبط و نزدیک به محل تجمعات و راهپیمایی، تلفن‌های همراه با اختلال روبه‌رو و بارها قطع شد.
گفتني است، ترافيك وحشتناك و سرسام‌آور خودروها پیرامون مسيرهاي راهپيمايي، از ديگر حاشيه‌هاي روز 13 آبان امسال است.

در همين رابطه مهر گزارش داد عده يي از جوانان که بعضاً با نمادهاي سبز از خيابان هاي منتهي به ميدان هفت تير حرکت مي کردند با سر دادن شعار مرگ بر روسيه به خيل جمعيت راهپيمايي کنندگان مي پيوستند. نيروي انتظامي براي حفظ آرامش و برقراري امنيت در خيابان ها و کوچه هاي اطراف منطقه هفت تير و خيابان هاي منتهي به طالقاني مستقر بود. به گزارش مهر افرادي با لباس نظامي از مرکز آموزش پشتيباني نيروي زميني ارتش و همچنين دانش آموزاني با لباس هاي متحدالشکل پيشتازان سازمان دانش آموزي در مراسم حضور داشتند که توجه عکاسان را به خود جلب کرده بودند. علاوه بر خيابان طالقاني در ميدان هفت تير نيز نماز جماعت ظهر و عصر برگزار شد. ضمن اينکه تجمعات کوچکي هم تشکيل شده بود که مردم در خصوص مساله انتخابات با يکديگر به مباحثه مي پرداختند.از سوي ديگر خبرآنلاين مراسم را اين گونه گزارش کرد؛ «راهپيمايي سبزها که بعضاً با شعارهاي «سفارت روسيه جاسوس خونه اصليه»، «ما همه با هم هستيم» و… همراه بود با مواجهه و بعضاً همراهي نيروهاي انتظامي مواجه شد.»همين سايت خبري در ادامه افزود؛ «نيروي انتظامي تشکر، تشکر» از سوي راهپيمايان سبز پس از آن سر داده مي شد که نيروهاي انتظامي به هدايت و راهنمايي مسير به جمعيت مبادرت مي کرد و از سوي ديگر پس از پرتاب گاز اشک آور در ميدان هفت تير، مطهري، تقاطع وليعصر – فاطمي و تقاطع وليعصر – مطهري شعارهاي اعتراضي سر داده مي شد. از سوي ديگر از حدود ساعت 9 صبح ديروز خيابان هاي منتهي به لانه جاسوسي امريکا شاهد حضور اقشار مختلف مردم بود و مراسم 13 آبان را متفاوت از سال هاي قبل کرده بود. اگر تا سال هاي قبل مراسم 13 آبان بيشتر مختص دانش آموزان و دانشجويان بود و به صورت محدود در خيابان هاي منتهي به سفارتخانه برگزار مي شد اما امسال هر عابري مي توانست انبوه جمعيت در هر سني را در ميان راهپيمايان اين مراسم ببيند. از آنجا که پيش بيني مي شد چهره هاي سياسي در اين روز حضور پررنگي داشته باشند، پارلمان نيوز نيز گزارش داد؛ «اعضاي فراکسيون خط امام(ره) مجلس همگام با مردم در راهپيمايي 13آبان شرکت کردند.» به گزارش پايگاه خبري فراکسيون خط امام(ره) مجلس محمدرضا تابش، جمشيد انصاري، مصطفي کواکبيان، محمدمهدي شهرياري، محمدرضا خباز و… از جمله حاضران در مراسم راهپيمايي روز گذشته بودند. اما در حالي که انتظار مي رفت ميرحسين موسوي کانديداي رياست جمهوري دوره دهم در 13 آبان کنار مردم باشد ولي پارلمان نيوز گزارش داد حضور ده ها موتورسوار با لباس شخصي مقابل فرهنگستان هنر مانع خروج اتومبيل وي از فرهنگستان شد. پارلمان نيوز گزارش داد در حالي که روز گذشته برخي رسانه هاي خارجي نظير شبکه العربيه و رويترز مدعي حصر خانگي ميرحسين موسوي شده بودند، يک منبع آگاه در فرهنگستان هنر در گفت وگو با «آينده» اين خبر را تکذيب کرد. اما برخلاف موسوي، کروبي شانس حضور در مراسم را داشت. از آنجا که پيشتر شيخ مهدي کروبي يکي از کانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات اعلام کرده بود از ميدان هفت تير راهپيمايي خود را به سمت سفارت امريکا آغاز خواهد کرد، حضور مردم در خيابان هاي منتهي به اين ميدان چشمگير بود. ولي در اين ميان با حضور کروبي نيروهاي نظامي با شليک گاز اشک آور مانع از ادامه حضور وي در اين ميدان شدند. سايت تغيير در اين باره به نقل از محمدتقي کروبي فرزند وي گزارش داد نيروهاي انتظامي با شليک مستقيم گلوله گاز اشک آور به پدرش در راهپيمايي 13 آبان مانع حضور وي در ميان مردم شدند. محمدتقي کروبي اظهار داشت؛ در نتيجه اين اتفاق «دو محافظ آقاي کروبي و شماري از مردم نيز زخمي شده اند و يکي از آنها به بيمارستان منتقل شد.» محمدتقي کروبي همچنين اظهار داشت؛ نهادهاي امنيتي به کروبي هشدار داده بودند ممکن است در روز 13 آبان عليه وي «عمليات انتحاري» صورت بگيرد و از وي خواسته شده بود در روز چهارشنبه در راهپيمايي شرکت نکند. به گفته فرزند مهدي کروبي، بر اثر تماس با گاز اشک آور مهدي کروبي «تا حدودي» دچار ناراحتي پوستي شد. محمدتقي کروبي تاکيد کرد؛ به رغم اين برخوردها کروبي به حضورش در مراسم روز 13 آبان ادامه داد. در همين رابطه فارس به نحو ديگري حضور کروبي را گزارش داد؛ «مهدي کروبي که در روزهاي گذشته با صدور بيانيه هايي اقدام به فراخوان براي راهپيمايي 13 آبان کرده بود با مشاهده جمع پرشور راهپيماياني که شعار مرگ بر امريکا، مرگ بر اسرائيل و مرگ بر منافق سر مي دادند مجبور به ترک ميدان هفت تير شد. نيروهاي انتظامي با محاصره آشوب طلبان و دستگيري تعدادي اقدام به پاکسازي ميدان هفت تير و خيابان هاي منتهي کردند.» به گزارش فارس ياسر هاشمي رفسنجاني با حضور در جمع گروهي از حاميان موسوي و کروبي که در خيابان شهيد بهشتي تجمع کرده بودند، اقدام به تحريک و هدايت آنها مي کرد.
قطع تلفن همراه و شبکه اينترنت

البته حواشي بزرگداشت 13 آبان به اين موضوعات محدود نبود و مسائل شهري نيز به اين حواشي افزوده شده بود. يکي از اين حاشيه ها ترافيک گسترده در خيابان ها بود.
روز گذشته ترافيک بسيار شديدي در اکثر خيابان هاي حساس شهر تهران نمود بارزي داشت و لحظه به لحظه بر حجم اين ترافيک ها افزوده مي شد که نهايتاً به سيدخندان و خيابان شريعتي نيز کشيده شد. گفتني است از اوايل صبح روز گذشته سر ايستگاه هاي مترو در مسيرهاي هفت تير، طالقاني، دروازه دولت، فردوسي و مفتح نيز بسته شد. به گزارش ايلنا از ساعات اوليه صبح روز گذشته در همه ايستگاه هاي مترو تهران اعلام شد قطارهاي مترو در ايستگاه هاي «هفت تير»، «طالقاني»، «دروازه دولت» و «فردوسي» به دستور مقامات مسوول، توقف ندارد و اين شرايط تا پايان مراسم 13 آبان ادامه دارد. تعدادي از شهروندان که بي اطلاع از تعطيلي ايستگاه هاي مذکور با درهاي بسته مواجه شده بودند از نبود اطلاع رساني به موقع در اين باره انتقاد کردند. در همين راستا شبکه تلفن همراه در مناطق مرکزي تهران تا ساعت ها قطع بود. همچنين اينترنت از همان اوايل صبح قطع شد. حاشيه هاي مراسم 13 آبان در شرايطي روي داد که پيشتر نيروهاي امنيتي و نظامي در خصوص حرکت هاي «انحرافي» معترضان به نتايج انتخابات هشدارهايي داده بودند



آهوی خسته


در طول سفر به سنت پترزبورگ با هم آشنا شدند،عشق در همان لحظه ی اول دیدار،در بازگشت به ولگوگراد تصمیم به زندگی با یکیدگر گرفتند،از ملاقات اولشان دو سالی میگذشت و آنها راضی و خوشنود بودند اما کامیلا در شرح گذشته ی خود به او بی میلی نشان میداد.

تنهایی

سلام دوستان خوبین؟ امیدوارم که باشین

میدونین توی هر وبلاگ مثل این همیشه حرفهاس مشابه پیدا میشه همه هم میدونن

همیشه میگیم دیگه باید شروع کنیم این مبارزه رو همیشه میگیم بسه این همه ظلم

اما راستش همیشه میگیم هیچوقت عمل نمیکنیم .هیچ وقت نمیشینیم به راه چاره فکر کنیم

فقط تیریپ شجاعت بر میداریم.

همش یه حرفه همیشه یه حرفه .

البته من هم از این قاعده مستثنا نیستم اتفاقا من خیلی ترسو هستم.

اما تا کی
البته من منکر زحماتی که تا حالا کشیده شده نیستما!!!!

مخصوصا زحماتی که آقای آرشام پارسی کشیدن خیلی هم از ایشون و خیلی های دیگه ممنونم اما کافی نیست .

باید توی ایران باشه

میدونم شاید به نظرتون با این وضعی که داریم این حرفم مسخره باشه

اما بیاید واقع بین باشیم.ما تا خودمون کاری نکنیم هیچ کس به ما کمک نمیکنه .میکنه؟ این روزا همه دنبال منافع خودشون هستن.

چرا زندگی باید به کام ما زهر باشه؟؟؟؟چرا؟؟؟

خواهش میکنم یکم فکر کنید
تا کی باید منتظر معجزه باشیم؟؟؟

خدایا کمک کن تا بتونیم خودمون رو اثبات کنیم.دوستان... دخترا پسرا بیاین دست به کار شیم

خدا به ما کمک میکنه

بیاید امیدوار باشیم

سیب ترش


من آگاهانه گول می خورم

لزبین سنتر

Do Gays Have a Choice?

پرشین پسر

ما می‌ترسیم

پسر

علیرضارضایی: تقدیم به سبزها- همه کارتان بی نظیر
.
مراسم 13 آبان و حاشیه متاثرکننده بعضی از برخوردها - خبرگزاری عبرت



Friday, November 6, 2009

چهارشنبه 13 آبان 1388


تنهایی

این پست رو فقط به خاطر آبجی گلم آتینا خانوم میذارم که لطف کرد و یکی دیگه از اشعار خانوم اعتصامی (فرخ زاد- خانه هنر) رو واسم فرستاد ممنون آبجی خانوم


دستهایم را در باغچه میکارم
ســـــــــــــــبز خواهد شد، می دانم،می دانم، میدانم
کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باور کند که باغچه دارد می میرد
که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات ســــــــــــــــــــــــبز تهی می شود
از خاطرات ســــــــــــــــــــــــبز تهی می شود
....